محمد قنبرى
111
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
سه كتاب ديگر نيز وصفى بدينگونه دارند ، گرچه جامع كافى به دليل فاصلهء كمتر و نزديكى به عصر نص و قرب زمان مؤلف آن به اصحاب بلاواسطهء ائمه عليهم السلام و دسترسى عينىتر وى به مدارك و متون اصلى بر آنها مزيت دارد . ثانياً ، وى معاصر سفراى خاص امام عصر ( عج ) بوده ، به گونهاى كه برايش از طريق آنان آگاهى بر نصوص ناب شرعى امكان داشته ، به ويژه آن كه در شهرى اقامت داشته كه آنان نيز در آن شهر بودند ( / بغداد ) . و ثالثاً ، در روزگار او مشايخ و محدثينى كه بىواسطه از اصحاب ائمه عليهم السلام احاديث را دريافت كرده بودند ، هنوز وجود داشتند . و ابو جعفر كلينى نزد آنان علوم دينى را فراگرفته و خود بىواسطه يا حداكثر با يك واسطه از آنان اخذ حديث كرده است . در اينجا مطلبى مىماند كه تحقيق آن به فرصتى ديگر موكول مىشود ، اين مطلب در مورد اين پرسش است كه آيا ابو جعفر كلينى اصحاب ائمه عليهم السلام يا زمان آنها را درك كرده است ، يا نه ؟ سخنى در ارزش اسانيد و احاديث كافى سخن مشروح در اينباره منوط به ارائه شرحى از نظام شناخت حديث است كه خود مقالى جداگانه مىخواهد . بدين جهت در اين گفتار كه زمينه ديگرى را آن هم نه به تفصيل پى مىگيرد ، به سخنى كوتاه بسنده مىشود . در ارزيابى و تصحيح اسناد ، سه نظريه وجود دارد : 1 . نظريهء قدما ، موسوم به نظريه قرائن . 2 . نظريهء متأخران كه بر تقسيم حديث به چهار يا پنج قسم استوار است . 3 . نظريهء تجميع كه به نظر حقير رسيده و به ديدگاه قدما نزديكتر است تا ديدگاه متأخران . و افزون بر اين توثيقات و تضعيفات رجالى را كه پايهء ديدگاه متأخران است به عنوان عناصرى از مجموعهء تجميع به نحو اساسى ملحوظ مىدارد . قرائن متون نيز در اين نظريه از جمله عناصر تجميعند .